تبلیغات
شکوفه های سفید

شکوفه های سفید
وب لژیون همسفر ندا کوچکی 
پیوندهای روزانه

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 95/03/10 جلسه ششم از دور سوم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه ی همسفران شعبه امین گلی، با  نگهبانی همسفر آمنه ، استادی همسفر ندا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه ی

 "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟" 

راس ساعت 16 آغاز به کارنمود.

منبع : وبلاگ شعبه امین گلی

سخنان استاد:

ابتدا استاد خداوند را به خاطر جایگاه استادی سپاس گفتند و در ادامه فرمودند: دستور جلسه امروز در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام، می باشد.

همان طور که همه می دانیم کنگره 60 یک سازمان مردم نهاد است و یک انجیو می باشد و انجیو یعنی اینکه توسط خود مردم تشکیل شده و توسط خود مردم اداره و از لحاظ مالی خود مردم آن را حمایت می کنند.

کنگره 60 هم همین گونه می باشد یعنی آقای مهندس دژاکام ،کنگره 60 را بنیان گذاشتند و مسافران و همسفران خودشان کنگره را اداره می کنند و از لحاظ مالی به هیچ کجا وابسته نیستند .

به کرات به آقای مهندس از جاهای دیگر و از طرف دولت و حتی از کشورهای اروپایی پیشنهاد شد که به عنوان همکاری با کنگره حاضرند کمک مالی کنند تا جایی که حاضر شدند چند هزار پوند سالیانه کمک کنند ولی آقای مهندس نپذیرفتند. چرا؟

دیدگاه آقای مهندس این است که می گویند اگر ما بخواهیم از ارگانهای دیگر یا از خارج پولی دریافت کنیم سرنوشت خود را باید به آنها بسپاریم یعنی هر چه آنها گفتند ما باید انجام دهیم .

مثلا در کنگره هم اگر آنها بگویند به جای اپیوم تینکچر از چیز دیگری استفاده کنید ما باید قبول کنیم و خیلی جاها باید کوتاه بیاییم . به همین خاطر آقای مهندس معتقدند که کنگره باید به خودش متکی باشد چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ مالی . همان طور که علم کنگره را آقای مهندس بنیان گذاشتند قسمت مالی را هم ما باید با کمک هم حمایت کنیم.

کنگره از آن تک تک ماست و ما نمی توانیم خود را از کنگره جدا بدانیم و برای پیشبرد اهداف آن هم باید همگی تلاش کنیم.

اگر مسافر من رها شده باشد من از کنگره چیزی دریافت کرده ام که با هیچ چیز دیگر نمی توانم مقایسه کنم، اگر سفر اولی هم هستم کنگره به من ایمان و امید داده که مسافر من هم رها خواهد شد و یک قوت قلبی و اعتماد به نفس به خودم و مسافرم داده است.

متاسفانه همه ما می دانیم که عزیزانمان که در وادی اعتیاد بودند یک روحیه طلبکارانه داشتند و همیشه در بین مصرف کنندگان یک توقعی وجود دارد که همه دنیا باید تلاش کنند تا من درمان شوم، چون همه دنیا دست به دست هم دادند تا من وارد وادی اعتیاد شوم .

ما همسفران هم ناخواسته چون در کنار مسافرانمان بوده ایم دچار چنین روحیه طلبکارانه ای شده ایم و وقتی کنگره می گوید تخریب همسفران بیش از مسافران است ، یکی از این تخریبها همین روحیه طلبکارانه است.

در این صورت من این دستور جلسه را این گونه می بینم كه مگر كنگره برای من چه كرده است ؟

و ما مشاهده می كنیم كه راهنما ، مرزبان ، نشریات و همه عزیزانی كه خدمت می كنند خدمتشان به صورت رایگان می باشد و مكانی هم كه در آن قرار گرفته ایم رایگان است. یك سبدی می چرخد ولی این سبد اختیاری است اگر دوست داشتی در این سبد پول می ریزی وگرنه اجباری در كار نیست.

از طرفی ظاهر مسافرم  چقدر تغییر كرده است شخصیتش كاملا عوض شده و اعتماد به نفس به او بازگشته و دیگر روحیه طلبكارانه ندارد.

اینها چیز كمی نیست و همه اینها را كنگره به من داده است . حالا من برای كنگره چه كرده ام ؟

قبل از اینكه مسافرانمان به كنگره بیایند هر كدام از آنها معلم اعتیاد بودند و حالا من هر مشكلی در زندگی دارم به خاطر تخریبهایی است كه خود من یا مسافرم در زندگیمان ایجاد كرده ایم .

الان باید چه كنم تا این تخریبها جبران شود ؟ بله با خدمت به كنگره باید جبران كنم.

چند تا خانواده كمك كردند تا مسافر من به رهایی برسد ؟ آیا غیر از این است كه راهنمای من فرزندان و مسافر خود را گذاشته و به كنگره آمده تا مسافر من به رهایی برسد؟ یعنی یك خانواده دست به دست هم داده اند تا آرامش به خانواده من برگردد. چند تا از هم لژیونی های من كمك كردند؟ خیلی های دیگر كمك كردند تا حالا من چشمم را نبندم و بگویم : خوب . مسافر من كه رها شد و تمام شد و نیازی ندارم كه به كنگره بیایم و خدمت كنم .

همه ما بچه داریم ،خواهر و برادر داریم . اینها بزرگ می شوند و وارد اجتماع می شوند و این امكان برای همه وجود دارد كه خدای ناكرده وارد وادی اعتیاد شوند.

پیر مردی نود ساله درخت گردویی می كاشت جوانی رسید و به او گفت:می دانی این درخت چند سال طول می كشد تا بار بدهد ؟ پیر مرد گفت : بله می دانم سالهای زیادی طول می كشد . جوان گفت :پس می دانی كه محصول این درخت به تو نمی رسد . پس چرا این درخت را می كاری؟ پیر مرد در جواب گفت: دیگران كاشتند و ما خوردیم ، ما می كاریم تا دیگران بخورند.

بزرگترین نعمتی كه خدا به ما داده اختیار است. وقتی سبد پول به گردش در می آید من اختیار دارم كه پول در سبد بیندازم یا خیر. آیا به نیروهای بازدارنده اجازه می دهم كه افكار منفی را در ذهن من القا كنند كه مثلا اگر این پول را در سبد بیندازی فلان جا در می مانی؟

نیروهای بازدارنده خوب می دانند كه چه كار كنند و دست مرا بگیرند . ولی اگر از عقل و دانایی كه در كنگره كسب كردم استفاده كنم و این را بدانم كه وقتی پولی در سبد می اندازم، چندین برابرش در زندگی به من بر می گردد ،دیگر فریب نیروهای بازدارنده را نمی خورم.

همه ما همسفران می دانیم كه چگونه باید پس انداز كنیم ؟ ولی همیشه پس انداز را برای روز مبادا می گذاریم اگر دقت كنیم این روز مبادا یعنی اینكه : من منتظر هستم این روز مبادا برایم اتفاق بیفتد و اتفاق هم می افتد.

بنابراین وقتی پولی را پس انداز می كنم اولا از این كلمه استفاده نكنم و ثانیا بدانم كه بزرگترین پس انداز این است كه من در خدمتی شریك باشم كه نفعش به خودم و خانواده ام و به بقیه عزیزانی كه وارد كنگره می شوند برسد.

نویسنده: همسفر آمنه

تصویرگر: همسفر لیلا
منبع:وبلاگ شعبه امین گلی

[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ 01:13 ب.ظ ] [ همسفر ندا کوچکی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


یاد الله در هر جا ،یاد خود از قطره به اقیانوس است .
در اندیشه ایم که زمان را به مهار خود در آوریم زیرا ما کتابی زنده هستیم که هر لحظه یک ورق آن با دقت و ظرافت خاصی حک می شود پس باید کاری بشود که به گذشته رجوع ننماییم. صفحه ها همه تمیز و پررنگ نوشته بشود و این همان قالبی است از بیداری نیروهای خفته ی بدن ، درخت صاف نمودار است و شکوفه های سفید نوید رهایی و پایان اسارت از آنچه نمی دانستیم.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب